معرفی فرقه های کلام اسلامی
تاریخچه مختصری از علم کلام (1)



برپایی همایش ها و نشست هایی زنانه و دعوت از سخنران و یا کارشناسان زن به خصوص در صدا و سیما و مدام زنان را مخاطب قرار دادن و پیوسته روی جنبه زن بودن ایشان تکیه کردن در سخنرانی ها و گفتگوها، همه نشانه از این دارد که تصور ما نسبت به حضرت زهرا و زینب کبری سلام الله علیهما این است که ایشان تنها برای زنان الگو هستند و بس.

امام جواد علیه السلام در دهم ماه رجب سال یکصد و نود پنج هجری قمری در مدینه دیده به جهان باز گشود.[1] هفت ساله بود که مأمون پدر بزرگوارش امام رضا علیه السلام را به خراسان فرا خواند.[2]
هفت سال و چند ماه داشت که شاهد شهادت امام رضا علیه السلام شد[3] و پس از او صاحب منصب امامت شد.
مأمون براساس همان سیاست که امام رضا علیه السلام را به خراسان منتقل کرد ، دخترش زینب، معروف به ام فضل را نیز به عقد امام جواد علیه السلام درآورد و این در حالی بود که امام نه سال و چند ماه داشت.[4]
امام جواد علیه السلام هفده سال امامت کرد[5] و در نهایت در سال دویست و بیست در حالی که تنها بیست و پنج سال از عمر شریفش سپری شده بود به شهادت نائل آمد.[6] پیکر شریفش را در بغداد کنار قبر جد بزرگوارش امام کاظم علیه السلام به خاک سپردند.[7]

امام رضا علیه السلام از خراسان نامه هایی را برای فرزند خود ، امام جواد علیه السلام فرستاده است که در ادامه به دو نامه آن اشاره می کنیم:
محمد بن عیسی نقل می کند: در دفتر (محل کتابت و نامه نگاری) ابی عَبّاد بودم که دیدم نامه ای را رونوشت می کند. از او پرسیدم که این نامه کیست؟ به من گفت: این نامه امام رضا علیه السلام به فرزندش امام جواد علیه السلام است که از خراسان برای او ارسال کرده بود. از او خواستم نامه را به من بدهد تا بخوانم. در آن نوشته شده بود:
امسال در سالگرد شهادت پیشوای دهم شیعیان جهان، امام بر حق، حضرت الهادی النقی علیه السلام، ایران اسلامی به همراه شیعیان سایر کشورها کاری کردند کارستان. عطر یاد آن امام چنان در کوی و برزن پیچید که کسی نمونه ای برای آن به یاد ندارد.
هر کس با هر توانی که داشت به میدان آمد و چون با اخلاص قدم در این معرکه نهاده بودند خدا هم کاری کرد که همگان در این معرکه حماسه ساز شدند.
بر همگان عیان شد عزایی که امسال برای امام هادی علیه السلام اقامه شد در سالهای گذشته بی نظیر بود و به جرات می توان گفت که مراسمهای امسال هم از نظر تعداد و هم از نظر فراگیری قابل قیاس با گذشته نبود که به این رشد چشمگیر، کیفیت بالاتر امسال را هم باید اضافه کرد.
از اقدامات شایسته و درخور تحسین امسال، قرائت همگانی زیارت جامعه کبیره در مساجد سراسر کشور بود که در شب شهادت امام هادی علیه السلام برگزار شد.

سال 67 وقتی جنگ هوایی و زمینی به پایان رسید دشمنانی که برای حذف اسلام نابی که از ایران طلوع کرده بود صدام را پیش انداخته بودند و هر چه زدند به در بسته زدند با یک تغییر تاکتیک، جنگ با اسلام را به میدان دیگری کشاندند. در صحنه جدید با اینکه سازوکار نبرد عوض شد ولی هدف همان هدف شومی بود که اینها از اول داشتند و آن چیزی نبود جز هتک و نابودی اسلام و مسلمانی.
چه ساده اندیشان اند کسانی که جنگ را با پذیرش قطعنامه پایان یافته تلقی کرده و دیگران را متهم به دشمن پنداری و توهم توطئه می کنند.

حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله علیها ـ دارای شخصیتی رفیع و والامقام میباشد بطوری كه ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ از این بانو، با جلالت و تكریم یاد كردهاند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلكه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه ـ علیهم السّلام ـ آمده و از مقام والای او سخن گفتهاند كه به بعضی از آنها اشاره میشود.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ میفرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...» [1] بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در میگذرد كه او دختر موسی است...».

«علی حیدر» نام طلبه با صفائیست که دوازده سال پیش برای تحصیل، از کهگیلویه به قم آمد. حال خوشی داشت و خیلی با صفا بود. رفیق شدن با او چندان سخت نبود. همه طلبه ها دوستش داشتند و او هم با همه گرم بود. با اینکه مرسوم است افراد را به نام فامیل صدا می زنند ؛ اما کسی به او «اسماعیلی» نمی گفت همه به او می گفتند: «علی حیدر»

اعراب زمان جاهلیت به رغم داشتن پاره ای اوصاف پسندیده یک سلسله، اخلاق فاسد و کلمات رذیله نیز به تدریج، برای آنها به صورت اخلاق عمومی درآمده بود که جلوه هر کمالی را از بین برده بود و اگر روزنه ای از غیب باز نمی شد به طور مسلّم، طومار حیات انسانی آنها درهم پیچیده شده و در پرتگاه مخوف نیستی سرنگون می گردیدند.(1) ثمره عصر جاهلی چیزی نبود جز قتل و خون ریزی، شیوع خرافات، فساد اخلاقی، توحّش و بی رحمی و از همه زشت تر، زنده به گور کردن دختران.
در چنین جامعه ای بود که پیامبر رحمت و عطوفت ظهور کرد و با مهرورزی و دل سوزی فوق العاده خویش، فضایل اخلاقی را، که در عصر جاهلی به فراموشی سپرده شده بود، طی 23 سال رسالت خویش نهادینه کرد، خشونت ها و تبعیض ها و شکاف های طبقاتی و انحطاط اخلاقی را به فضایل اخلاقی و مهرورزی تبدیل کرد.
پیگیری حقوقی و برخورد قانونی با مواردی از این دست را بر عهده مسئولین قضایی وامی نهیم و به سراغ آن چیزی می رویم که به ما مربوط می شود و آن؛ رفع ابهامات و پاسخ به سوالاتی است که این پیامک و مانند آن برای خواننده ایجاد می کند.

حضرت فاطمه معصومه علیها السلام در سال 201 قمری در پی انتقال اجباری امام رضا علیه السلام به خراسان، بعد از یک سال تحمل دوری برادر بزرگوارش از مدینه منوره عازم خراسان گردید. از آن جایی که حضرت فاطمه معصومه علیها السلام پیام آور فرهنگ و معارف اهل بیت علیهم السلام و مدافع مظلومیت امامان شیعه و تداوم بخش راه پدر بزرگوارش در مبارزه با طاغوت های زمان بود، عوامل حکومتی بنی عباس، در شهر ساوه به کاروان حامل آن حضرت حمله کرده و همراهان آن حضرت را به شهادت رساندند. حتی طبق نوشته استاد محقق سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب حیاة الامام الرضا علیه السلام، آن حضرت را نیز مسموم نمودند.(1) حضرت فاطمه معصومه علیها السلام بر اثر مسمومیت و شدت غم و اندوه در شهر ساوه بیمار گردید و فرمود: مرا به شهر قم ببرید; زیرا از پدرم شنیدم که می فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ماست.(2) برای همین حضرت معصومه علیها السلام در 23 ربیع الاول سال 201 قمری به شهر قم وارد شده و مورد استقبال عده زیادی از مردم مشتاق و شیفته اهل بیت علیهم السلام قرار گرفت. آن بزرگوار بعد از 17 روز اقامت در منزل موسی بن خزرج که به «بیت النور» شهرت یافت، در دهم ربیع الثانی سال 201 هجری دیده از جهان فرو بسته و در «باغ بابلان » محل فعلی مزار آن حضرت دفن گردید.
در روایات میخوانیم که دَم مرگ خیلی چیزها برای انسان مجسّم میشود. نگاهی به مالش میکند و میبیند فایدهای برایش ندارد و قدرت جلوگیری از مرگ او را ندارد. نظری به همسر و فرزندان، به او میفهماند که ولو گریه میکنند، برای خودشان گریه میکنند و نه برای او.

و بالأخره پس از ناامیدی از اموال و اولاد، به اعمال خود مینگرد؛ اگر درخشندگی داشته باشد، آسوده و آرام میشود و اما اگر ببیند که گناهان متراکم و فراموش شده دارد، تجسّم عمل همه این گناهان را میبیند و با یک حسرت عجیبی از دنیا میرود. انسان با این حال به اندازهای سخت از دنیا میرود که در روایات میخوانیم مثل اینکه رگهای بدنش را زنده زنده از او بیرون میکشند. این حسرت و ندامت، دم مرگ برای کسانی که گناهان خود را فوراً جبران نکرده و خود را با آب توبه شستشو ندادهاند، پدیدار میشود. قرآن کریم میفرماید: «مَا یلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ»(سوره ق، آیه 18) امدادهایی از هنگام قبض روح تا منازل بعدی مرگ در روایات داریم که از هنگام قبض روح تا منازل بعدی مرگ، امدادهای خاصی به مؤمنین میرسد .
در برخورد با جوانان نباید همه کارهایی را که از آنان سر میزند و بزرگترها نمیپسندند، زشت بدانیم و با آنان مانند گناهکاران برخورد کنیم و آنان را بیدین بدانیم، چون بسیاری از کارهای آنها نشانه بیدینی نیست ، و ما برداشت صحیحی از آنها نداریم.

اگر کارهای خلافی از آنان سر میزند، میتوانیم با روشی صحیح و منطقی و با اخلاقی نیکو، برخوردی صحیح و عاقلانه داشته باشیم تا از دین و معنویت زده نشوند.
نقش خانوادهها در گرایشهای مذهبی و غیر مذهبی جوانان بسیار مهم است، بلکه اساس و زیربنای ساختار رفتاری فرزندان، در خانوادهها شکل میگیرد. از این جهت در آیات و روایات نسبت به فرزندان و تربیت آنان سفارشهای فراوانی به پدران و مادران شده و بر تربیت صحیح آنان تأکید شده است. رفتارها و اخلاق پدران و مادران تأثیر مثبت یا منفی بر فرزندان دارد. اگر پدر و مادری گرایش مذهبی نداشته باشند، در این که با فرزندان آنان چگونه باید برخورد شود تا عشق به مذهب در دل آنان شعلهور شود و به سوی حق و عدل تمایل پیدا کنند، شاید کاری بسیار مشکل باشد و ظرافت خاصی لازم دارد.

حدیث کساء از احادیث مشهور بین خاصه و عامه که در کتب فریقین به طرق و اسانید مختلف بیان شده است و مبدأ اصطلاحاتی همچون اصحاب کساء، آل عباء، پنج تن آل عبا و... گردیده است. اصل حدیث به مقدار مسلم و مورد اتفاق در تمامی آثار شیعه و سنی چنین است که:
روزی پیامبر اکرم و حضرت امیر و فاطمه زهرا و حسن و حسین علیهم السلام در منزل حضرت فاطمه علیهاالسلام یا ام سلمه گرد هم آمدند، پیامبر صلی الله علیه وآله بالاپوشی بر سر خود و آن چهار تن دیگر افکند، و در آن حال چنین دعا کرد:
«خدایا اینان اهل بیت و ویژگان من هستند، پس هر پلیدی را از ایشان بزُدای و آنان را (از هر عیب و گناه) پاک و مطهر بدار»

مقام علمی امیرمومنان علی علیه السلام چنان بلند و والاست که مرغ اندیشه هیچ بشری بدان پایه راه ندارد (لا یَرقی الیَّ الطیرُ) و جویبار دانش از اقیانوس وجود او سرازیر است (یَنحدُر عنّی السیلُ) و دانشی انبوه و انباشته در جان او نهفته است (انّ هیهنُا لَعِلما جَمّا.)
علم و دانش امام علیه السلام نسبت به شریعت شهره آفاق است و به رغم همه بی مهری هایی که زمانه نسبت به ایشان روا داشت، قریب به اتفاق صحابه و بزرگان امّت اسلامی ایشان را اعلم مردم و اقضا می شناختند(1) و به قول خلیل بن احمد، او از همگان بی نیاز بود، اما همگان به او محتاج، و پی در پی برای گشودن گره های خود به ایشان مراجعه می کردند.(2) اما آنچه در گفتار امام علیه السلام انعکاس یافته دانشی است بس فراتر از شریعت که بدون تردید، برای مردم آن عصر ناشناخته بوده است.
اول. حیات مادى، جسمى و حیوانى:
« هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلاً» (غافر/67 )؛
او کسى است که شما را از خاک آفرید. سپس از نطفه، سپس از علقه (خون بسته شده)، سپس شما را به صورت طفلى [از رَحِمْ مادر] بیرون مى فرستد.
ماه صفر دومین ماه سال هجری قمری است. این ماه برای جهان اسلام و تشیع مفهوم ویژه ای دارد و خاطره ساز است زیرا یادآور خاطره های مختلف و مصیبت بار میباشد.

ماه صفر دومین ماه سال هجری قمری است. این ماه برای جهان اسلام و تشیع مفهوم ویژه ای دارد و خاطره ساز است زیرا یادآور خاطره های مختلف و مصیبت بار میباشد.در 28 این ماه در سال 10 هجری رحلت بزرگ رهبر نجات بخش و سعادت آفرین جهان، یعنی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) رخ داد.
آن حضرت که در طی 23 سال مبارزه پیگیر با دشمنان دین و چهره های طاغوتی زمانش، لحظه ای از پای ننشست، و با همه مشکلات طاقت فرسا، و در شرایط دشوار، با انبوه دشمنان، ستیز کرد و سرانجام توانست ملتی وحشی و پراکنده را که در غرقاب جهل، خرافات و فساد و آلودگی غوطهور بوده و با پستی، رذالت و جنگ و کشتار و غارت و ستم روبرو بودند، نجات دهد.

پاسخ در چند محور ارائه میشود:
1. قبل از هر چیز باید اشاره شود که جزئیات نحوه زندگی انسان در آخرت از نظر بسیاری از مسایل به طور کامل و صد درصد با تمام امور جزئی برای کسی جزء حضرات معصومین ـ علیهم السّلام ـ روشن نیست و ما تنها بر اساس برخی آیات و روایات به مواردی بسیار اندک از نحوه زندگی در آخرت آگاه هستیم.
فرق است بین مسجود له و مسجود علیه، شیعه امامیه که بر تربت امام حسین (علیه السلام) سجده میکند آن را مسجود له قرار نمیدهد، بلکه آن را مسجود علیه قرار میدهد، یعنی شیعه برای تربت امام حسین (علیه السلام) سجده نمیکند، بلکه بر روی تربت امام حسین (علیه السلام) اما برای خداوند متعال سجده مینماید. و بین این دو فرق آشکار است.

سه چیز باعث میشود نماز قبول شود؛ «حضور قلب». اگر کسی سر نماز حواسش پرت است، «نافله» بخواند. اگر هم حواسش پرت است، هم حال نافله ندارد، حداقل بر «مُهر کربلا» سجده کند. این مُهر کربلا یعنی چه؟
یعنی هفده رکعت نماز، هر رکعتی دو تا سجده، سی و چهار تا، سی و چهار بار بلندترین نقطهی بدن را روی خاکی بمال که زیر سم اسب رفت، زیر بار زور نرفت. محاصرهی اقتصادی او را از پا نیانداخت. محاصرهی نظامی او را از پا درنیاورد.

در حدیث قدسی آمده است: خداوند به موسی فرمود: هر چه را که احتیاج داری از من بخواه حتی علف گوسفند و نمک طعامت را.[1] امّا بهتر است وقتی بنده محتاج در مقابل خداوندی بینیاز میایستد و از او درخواست میکند، نعمتهای بزرگ و ارزشمند بخواهد چرا که برای خداوند، اعطای نعمت هیچ زحمتی ندارد و کوچک و بزرگ آن نزد خداوند مساوی است. در اینجا با توجه به روش معصومین ـ علیهم السّلام ـ به چند نمونه اشاره میکنیم:

اهل كار و تلاش بود. كارهای خانه را انجام میداد، گاهی دستانش تاول میزد. اسوه حجاب و عفاف و حیا و متانت بود. بر این باور بود كه بهترین چیز برای زن آن است كه نه مردان نامحرم او را ببینند، نه او مردان نامحرم را.

وقتی در برابر «آینه كمال» میایستیم، به كمبودهای خویش پی میبریم.
«فاطمه»، همان آینه كمال است.
اسوه مكتبی «زن مسلمان» و سرمشق عفاف و تلاش و خلوص و خدمت است. سطر سطر كتاب زندگیاش خواندنی و الگو گرفتنی است.
این چند سطر را مرور میكنیم:
آن قدر شیفته عبادت بود و عاشقانه به نماز میایستاد، كه قدمهایش ورم میكرد. اشكهای نیمه شبش، دعاها و تعقیبات خاص و ذكرهای ویژهاش، نشانهای از عشق به عبادت بود.
امام سجاد(علیه السلام) فرمودند: رحمت خدا بر عباس! او ایثار كرد و آزمایش داد و جانش را فدای برادرش كرد تا آنكه دستانش قلم شد. به یقین، عباس نزد خدای متعال مقامی دارد كه روز قیامت همه شهیدان به حال او رشك می برند.
چون آن حضرت فرزند داشت ولی برادرانش فرزند نداشتند، از این رو آنان را جلوتر فرستاد و همه به شهادت رسیدند.
عباس، مردی خوش سیما و زیبا بود. بر اسب بلند سوار می شد و پاهایش به زمین می رسید و به او ماه بنی هاشم می گفتند.
روزی كه شهید شد پرچم حسین(علیه السلام) با او بود.

در احادیث و روایات مختلف آمده است :هنگامى كه لشكر اسلام بر شهرهاى فارس هجوم آورد و پیروز شد غنیمت هاى بسیارى از آن جمله ، دختر یزدگرد را به دست آورد و آن ها را به شهر مدینه طیبّه آوردند.همین كه آن غنائم جنگى را داخل مسجد بردند، جمعیّت انبوهى گرد آمده بود؛ و در این میان زیبائى دختر یزدگرد توجّه همگان را به خود جلب كرده بود.
پس چون چشم این دختر به عمر بن خطّاب افتاد صورت خود را از او پوشاند و گفت : اى كاش چنین روزى براى هرمز نمى بود، كه دخترش این چنین در نوجوانى اسیر شود.

راغب اصفهانی نیز در معنی صلوه معتقد است:«صلوات رسول الله و نماز مسلمانان، تزکیه ایشان است. همچنین دعا و استغفار فرشتگان مثل مردم است و صلاه که عبادت مخصوص است اصلش دعا است. و این عبادت خاص به این کلمه نامیده شده است.»2
در تفسیر جوان نیز آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معنی فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معنی طلب رحمت می باشد.» 3
رایج شدن صلوات با «عجل فرجهم» در مجامع عمومی برآوردن خواسته امام عصر(عج) از شیعیان و لبیك به دعوت آن حضرت است كه در توقیع شریف فرمود:
« برای تعجیل فرج بسیار دعا كنید كه این فرج خود شماست»(بحارالانوار, جلد 53, ص183)

یكی از عوامل صالحی كه شایسته یك شخص منتظر می باشد گفتن «عجل فرجهم» پس از صلوات است و در عین سادگی و سرعت از بلندترین گام ها در جهت سرعت بخشیدن به ظهور آن حضرت است و از كاری ترین ضربات بر پشت شیطان لعین بوده و او را خرد خواهد نمود و خود موجب:
ایجاد یكپارچگی در جهت وفای به عهد با امام عصر(عج)
موجب دوری شیطان از شیعیان
موجب صف آرایی شیعیان به عنوان لشگر حق در برابر شیاطین....
درباره زیارت عاشورا، روایات فراوانی وجود دارد. امام باقر( علیه السلام) این زیارت را به یکی از اصحابش به نام علقمه بن محمد حضری آموزش داده است.( کامل الزیارات، ص80، بحار الانوار،ج101،ص290)

از آنجا که زیارت نوعی اعلام موضع در مشخص کردن خط فکری است و آثار سازنده عجیبی دارد؛ آنچه به عنوان متن زیارتی خوانده میشود از نظر محتوی و جهت دهی، از حساسیّتی ویژه برخوردار است. به همین جهت ائمه(علیهم السلام) با آموختن نحوة زیارت به یاران خود، به این عمل سازنده جهت و غنای بیشتری بخشیدهاند.زیارت عاشورا، که از تعالیم امام باقر( علیه السلام)است، به سبب آثار سازندة فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خطر انحراف اهمیت ویژه ای دارد. شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از :
پیغمبر اكرم فرمودند: «ما من شابّ یدع لذّة الدّنیا و لهوها و اهرم شبابه فى طاعة الله الّا اعطاه الله اجر اثنین و سبعین صدّیقا»؛یعنى جوانى كه دامن خودش را پاك نگه میدارد، از شهوات مادى دورى میگزیند، در پیش خداى متعال اجر هفتاد و دو صدیق را دارد. «در جوانى پاك بودن شیوهى پیغمبرى است».
پیامبر اكرم از جوانى از صحابهى خودشان خوششان آمد و براى او دعائى كردند و فرمودند: «اللّهمّ امتعه بشبابه»؛(1) یعنى پروردگارا ! او را از جوانىِ خود متمتع كن، بهرهمند كن. معلوم میشود همهى جوانان از جوانىِ خود بهرهمند نمیشوند كه پیغمبر براى این جوان چنین دعائى را كرد. تمتع از جوانى، بهرهمندى از جوانى به چه معناست؟ خطاست اگر خیال كنیم بهرهمندى از جوانى به معناى لذت بردن از شهوات مادى جوانى است، سرگرمىهاى جوانى است، استفادهى از لهویات در دورهى جوانى است؛ این نیست بهره بردن از جوانى.
محرم که میآید بوی سوگواری و زنده شدن دلها و جلا یافتن قلبها در صیقل یک مصیبت بزرگ است . مصیبت مردی از خاندان رسول الله (صلی الله علیه وآله) که همو فرمود: بدانید که اجابت دعا زیر گنبد او ، و شفاء در تربت او و امامان از نسل اویند. (1)

حضرت امام کاظم (علیه السلام) در ضمن حدیثی فرمودند: ولا تأخذوامن تربتی شیئاً لتبرّکوا به فانّ کلّ تربةٍ لنا مُحّرمةٌ إلا تربة جّدی الحسین بن علی (علیه السلام) فان الله عزّ و جلّ جعلها شفاءً لشیعتنا و اولیا ئنا؛ چیزی از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید چرا که هر خاکی بر ما حرام است جز تربت جدّم حسین (علیه السلام) که خداوند آن را برای شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است. (2)